المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )

144

اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )

مردم را در آن چاق ميكردند داخل نمودند . چون رفيق خود را ديد خود را به او رسانيد و از جريان كار او پرسيد و او را مأمور بخروج كرد ، او در جواب گفت : براى كجا خارج شوم در صورتى كه اگر خارج ميشدم نزد تو مىآمدم ؟ گفت : درب دروازه شهر در انتظار من باش ، موقعى كه خارج شد پاسبانها سر پست بودند ولى احدى از آنان او را نديد . ابليس مردم را ( براى شناختن ) او تحريص كرد و گفت : اين آدم و امثال او آفت پادشاهانند ، صلاح اين است كه او را عذاب كنند تا بوسيلهء او ديگران هم ( از اين خيال ) خوددارى نمايند و اشاره كرد تا او را سنگ باران كنند و او را با صورت و ساير جسدش بر روى سنگريزه‌ها بكشانند تا اعضاء او كوفته و ريزريز گردد و جسد او دچار درد شود ، وقتى كه اين دستور دربارهء او عملى گرديد و بر او ناگوار شد بخداى رؤف شكايت كرده گفت : پروردگارا اگر اجل من نزديك شده پس مرا قبض روح نما و الا نجاتم بده كه جائى براى صبر باقى نمانده . خداى تعالى او را وحى كرد : تو را نزد من رتبه‌اى است كه به آن نائل نخواهى شد مگر بصبر كردن در مقابل محنت شديد ، اكنون من تو را نجات دادم و آنچه را كه در اين شهر است مطيع تو قرار دادم خارج شو ! . پس خارج شد و نزد بت سنگى آنان آمده آن را امر كرد كه آب از خود جارى كند ! پس از چشمان و بينى و گوش و دهان و ساير اعضاء آن بت ( بطورى ) آب جوشيدن كرد كه عده‌اى از مردم آن شهر